عوامل عرضهگران سهام دولتي
عليرضا كديور
سريال
عرضه اوليه سهام شركتهاي دولتي با قيمتهاي بالا هفته قبل با عرضه سهام
بيمه دانا در قيمتهاي باورنكردني ادامه يافت. عرضهاي كه در روز نخست در
قيمتي 3 تا 4 برابر بيش از برآورد كارشناسان صورت گرفت و از چهارمين روز
حضور «دانا» در بورس تاكنون، با صف فروش يك ميليون سهمي در قيمتي 10 درصد
پايينتر از عرضه اوليه انجاميد.
همچنين كشف قيمت «دانا» در بورس، علاوه بر كارشناسان و فعالان بازار
سرمايه، گلايه مديرعامل شركت و متولي ارزشگذاري سهام اين شركت بيمهاي را
نيز در پي داشت. گلايههايي كه جملگي حاكي از غيرواقعي، غيرمنطقي و
شگفتانگيز بودن قيمت عرضه اوليه بود، اما در اين ميان مسبب وقوع اين
اتفاق در وهله اول همچون هميشه، سازمان خصوصيسازي (متولي عرضه سهام
دولتي) شناخته شد. هرچند رويه عرضه اوليه و كشف قيمت سهام شركتهاي دولتي
در بورس بهگونهاي بوده كه در برخي موارد، سازمان خصوصيسازي حاضر به
عرضه سهام در قيمتي كمتر از يك حد مشخص نشده و در نهايت فعالان بازار
اقدام به خريد سهام عرضه شده كردهاند، اما سازمان خصوصيسازي طي چند عرضه
اخير و بهويژه عرضه بيمه دانا، با وجود امكان فروش سهام در قيمتهاي
بالاتر به دليل هيجان موجود در عرضههاي اوليه از سوي خريداران، سعي در
كنترل هيجان سرمايهگذاران و عرضه سهام در قيمتهاي پايينتر داشت. به
بيان ديگر؛ سازمان خصوصيسازي در شرايطي كه ميتوانست بيمه دانا را در
قيمتهايي چند 10 درصد بيش از قيمت كشف شده در هفته قبل به فروش برساند،
اقدام به عرضه سهام «دانا» در قيمت 2610 تومان كرد.
اين
در حالي است كه سازمان خصوصيسازي متولي فروش سهام تحت تملك دولت،
سازمانها و نهادهاي وابسته به آن است و هيچگونه مسووليتي در قبال كنترل
هيجان سرمايهگذاران و روانسازي بازار سهام ندارد. در واقع، سازمان
خصوصيسازي به لحاظ اقتصادي تنها نقش ارزشگذاري، بازاريابي و فروش سهام
دولت در شركتهاي وابسته را دارد و هدف اصلي هر فروشنده، ايجاد زمينه براي
كسب حداكثر سود حاصل از فروش است.
هر چند در خصوص عرضههاي اوليه سهام
شركتهاي دولتي و خصوصي، نبود تنوع روشهاي عرضه از جمله؛ ثبت دفتري حس
ميشود و در اين عرضهها تنها از روش حراج به شيوه فعلي استفاده ميشود،
اما بايد توجه داشت كه عرضه سهام از سوي سازمان خصوصيسازي تنها يك سمت
معامله است و عرضه اوليه براي موفقيت، احتياج به سمت ديگر كه همانا خريدار
است دارد. در حقيقت اگر خريداران و سرمايهگذاران حاضر در بورس با تحليل و
ارزشگذاري اقدام به واردكردن دستور خريد كنند و قيمت مدنظر آنها پايينتر
از قيمت عرضهكننده باشد، خريداران نيز حاضر به تغيير موقعيت و افزايش
قيمت نباشند، به طور قطع يا عرضههاي اوليه اينچنيني موفق نخواهد بود يا
فروشنده مجبور به تغيير موقعيت خود براي تحقق عرضه اوليه خواهد شد.
اين
در شرايطي است كه فعالان بورس تهران با استدلال اينكه عرضههاي اوليه در
كليه موارد محكوم به ايجاد زمينه سودآوري براي خريداران است و با تكيه بر
محوريتهاي نوسان حاكم بر معاملات سهام، عرضههاي اوليه را فرصتي براي كسب
سود كوتاهمدت و بدون ريسك ارزيابي ميكنند. تحليلي كه باعث ميشود اكثر
فعالان حقيقي و حقوقي بدون حساسيت نسبت به قيمت سهام عرضه شده از سوي
فروشنده و بدون تحليل، به صورت چشمبسته اقدام به خريد سهام در عرضههاي
اوليه كنند. استدلال اين جماعت نيز بسيار ساده و به لحاظ اصول مالي كاملا
بدون مبنا است و آن اينكه فرداي روز عرضه اوليه با تشكيل صف خريد حداقل 4
درصد سود حاصل ميشود. اين تحليل باعث شده است كه فعالان بورس با وجود
عرضه سهام با قيمتهايي فراتر از ارزش واقعي، اقدام به خريد كنند كه نمونه
بارز آن در عرضه اوليه بيمه دانا رخ داد.به بيان ديگر، مشكل اصلي
عرضهگران و دور از ارزندگي شركتهايي همچون بيمه دانا نه به فروشنده كه
به خريداران مربوط ميشود. خريداراني كه به طور قطع به واسطه واكنش عقلايي
به محدوديتهاي حاكم بر معاملات سهام، اقدام به اتخاذ استراتژي خريد و
فروش سهام در بورس ميكنند. محدوديتهايي كه در حال حاضر به وجود هشدارهاي
مكرر كارشناسان بازار سرمايه به سازمان بورس و اوراق بهادار (نهاد ناظر)
در خصوص رفع آنها، همچنان سرسختانه از سوي اين نهاد پيگيري و اجرا ميشود
و در نهايت، نتيجهاي جز حركتهاي مبتني بر شايعه و اخبار غيررسمي، صف
محوري و خو گرفتن سرمايهگذاران به استفاده نكردن از تحليل در خريد و فروش
سهام را در پي نداشته است.